عوامل شكوفايي تمدن اسلامي

ارمغان اسلام
ارمغان جاودانه اسلام براي بشريت فرهنگ و تمدن عظيم و انساني جامعي بود که بشريت را براي هميشه وامدار خود نمود. اين تمدن در دورهاي ظهور نمود که جهان در تاريکي فرو رفته و مردم در گمراهي بودند. مهمترين و اولين ويژگي تمدن اسلامي اصالت و غناي فرهنگ اسلام است. در اين تمدن قرآن کريم مرکز ادبيات مدون عرب و نقطه اساسي علم و علمآموزي شد. در مرتبه پس از قرآن، سخنان و تعاليم پيامبر که از آن به سنت تعبير ميشود و در مرحله بعد تعاليم ائمه و بزرگان دين قرار دارد. با استفاده از اين ويژگي بود که مسلمانان توانستند در همان قرن نخست هجري و پيش از انتقال علوم ديگران، خود صاحب فرهنگي اصيل، وسيع و عميق گردند.
از ويژگيهاي ديگر اين تمدن که باعث تمايز آن شده، عقلمحوري و ارزش نهادن به معنويت است. تمدن اسلامي در حقيقت همان تمدن عقل ميباشد نه هوا و هوس، زيرا محور اساسي اين تمدن تعالي انسان است که قوام او عقل او ميباشد. آيات فراواني در قرآن مجيد انسان را به تفکر و انديشه دعوت مينمايد. اين آيات عقل انسان را ترغيب ميكند که در آيات الهي بينديشد تا به شناخت واقعي و درست دست يابد.
ويژگي ديگر تمدن اسلامي توجه به علم و دانش و توجه ويژه به دانشمندان است. اسلام از همان ابتدا به حمايت از علم و دانش برخاست و تحصيل علم را براي هر فرد لازم شمرد و علما را به آموزش شاگردان و توسعه و گسترش فرهنگ و دانش تشويق و ترغيب کرد.
از امتيازات خاص تمدن اسلامي به عنوان يک ويژگي خاص زبان واحد علمي و ديني آن است كه ميليونها مسلمان همه به يک زبان عبادت مينمايند و زبان علمي آنها عربي بود که خود عامل مهمي در پيشرفت تمدن اسلامي به شمار مي رود.
از ويژگيهاي ديگر تمدن اسلامي عدم تمرکز علمي است. با وجود اينکه برخي دانشگاهها و حوزههاي علمي در شهرهاي بزرگ قرار داشت ولي در کنار آن در بسياري از شهرهاي کوچک و حتي روستاها، مخصوصاً در ايران، مدارس علوم اسلامي تاسيس شد که در آن رشتههاي گوناگون علوم تدريس ميشد و چه بسا که به يمن حضور يک يا چند تن از بزرگان اساتيد و شخصيتهاي برجسته علمي، يک شهر دورافتاده يا يک روستا، کانون جاذبه علمي نيرومندي ميشد که جويندگان علم و محققان و دانشمندان ردههاي عالي را به سوي خود جذب ميکرد و حوزههاي معروف و بزرگي چون بلخ، بخارا، نيشابور، مشهد، ري، قم و نجف بدان محتاج بودند.
در کنار اين ويژگيها، ويژگيهاي ديگري نيز مانند مساوات و برابري انسانها و ارزش نهادن به انسان، شناخت ديگران و ديگرپذيري، سازگاري و دگرگوني را نيز ميتوان نام برد. بايد يادآوري نمود که اين تمدن، تمدن قوم و ملت خاصي نيست و اين امر نيز در جاي خود ويژگي مهمي به شمار ميرود.